تبلیغات
.♦.Eternal Dreams.♦. - Endless Wating_ep1
 

Endless Wating_ep1

نوشته شده توسط :♦•AlmA•♦
1390/12/14-00:34


Endless Wating_ep1



اسمان بغض سنگینی کرده و مثل دل من بارونیه .. برگ های پاییزی درست مثل اشک های من که روی گونه ام میرقصند از درختان میریزند دنیایم تاریک تر از قبل شده... وقتی کنارم بود نور وجودش زندگیم را روشن میکرد..یک ماه گذشته و من هر شب ساعت 8 در ایستگاه اتوبوس به انتظار میشینم تا شاید دوباره دستای گرمش را روی چشمانم حس کنم و گوش به صدای دلنشینش دهم که میگوید:کیوجونگ من برگشتم !!!
بر کف دستانش بوسه بزنم و در اغوشش غرق بشم و موهای ابریشمی اش رو نوازش کنم.. عابرانی که میگذرند با خود میگوند که من دیوانه ام ولی من فقط عاشقم.. یه عاشق ..حیف که روزهای خوشبختی ام زود به پایان رسید و من قدر لحظاتی که را ممکن است دیگر تکرار نشود ندانستم..هنوز هم در گوشه ی دلم نور امیدی روشن است..میدانم که برمیگردد و مرا همراه خود میبرد..پس من همینجا با قلبی عاشق و چشمانی بارانی به انتظار عشق گمشده ام میشینم....


فلش بک:

نوک انگشتانم کلیدهای پیانو را لمس میکرد و من با ارامش خاصی بدون توجه به جمعیت  در حالی که چشمانم را بسته بودم مینواختم..وقتی قطعه ی اول تمام شد به همراه تشویق مردمی که برای تماشا امده بودند یوری به روی صحنه امد..همه میگفتن در ان پیراهن سفید به مانند فرشته ها زیبا شده بود و من این را با تمام وجودم حس میکردم..قطعه ی دوم را شروع کردم و یوری کمی بعد با صدایی که برای من مثل لالایی های مادرانه شیرین بود خواند و مرا هر لحظه عاشق تر از قبل میکرد..اجرا پایان یافت یوری بازویم را گرفت و مرا بلند کرد زیر گوشم گفت که عالی بودم و من با لبخندی پاسخش را دادم..تعظیم کردیم وبه پشت صحنه رفتیم..یوری مرا روی صندلی نشاند میخواست به اتاق پرو برود که دستش را گرفتم گرمای وجودش تا عمق بدنم نفوذ کرد با امیدواری از او پرسیدم
-دیدیشون؟
کمی مکث کرد با دستش صورتم رو نوازش کرد:نه..ولی من مطمئنم که روزی پیداشون میکنی...
سرم را پایین انداختم ..سعی میکردم بغضم را پنهان کنم:کاش دو سال پیش که اومده بودند زودتر میفهمیدم .. ممنونم که مثل همیشه چشمانم شدی و حواست به جمعیت بود
بوسه ای بر لبانم زد:همین جا بشین تا من لباس هام رو عوض کنم.. چون اجرای خیریه امشب خیلی با استقبال مواجه شد خانم سویا اجازه دادند  امشب تا ساعت 7 بیرون از پرورشگاه باشیم
تمام غم هایم را فراموش کردم و با خوشحالی سری تکان دادم و گفتم:منتظرت میمونم عشق من


من و یوری در پرورشگاهی در شهر بوسان با هم اشنا شدیم..خانم سویا برایم تعریف کرده بود از زمانی که نوزاد بودم به دلیل نابیناییم و وضع نا مساعد پدرم به این پرورشگاه امدم و سویا با انکه از خانواده های مرفه بوسان به شمار می امد و پدرش تاجر موفقی بود به دلیل مبتلا بودن به بیماری صرع  والدینش نتوانستند از او نگهداری کنند و در سن 3 سالگی به پرورشگاه سپرده شد..بر خلاف من که همیشه ساکت و گوشه گیر بودم یوری دختری شاد و سرزنده بود.. صدای خنده هاش را از فاصله ی خیلی دور هم تشخیص میدادم...روزی در اتاقم نشسته بودم و با دستانم نت های سمفونی پنجم بتهوون را لمس میکردم و به خاطر میسپردم که احساس کردم کسی کنارم نشست
-چی تمرین میکنی؟؟
از صدایش شناختمش و با لکنت گفتم:یوری تو..تویی؟
-منو از کجا میشناسی؟
-از صدات فهمیدم که یوری هستی
-واقعا؟
-اره..چرا اومدی اینجا؟
-ناراحت شدی؟حوصله ام سر رفته بود دوستم باهام قهر کرده منم دارم دنبال یه دوست جدید میگردم ظاهرا دوست داری تنها باشی پس من میرم
بازویش را گرفتم:نه بمون..دوست ندارم تنها بمونم 
-باشه..اسمت چیه؟
-کیوجونگ
-از اشناییت خوشوقتم من 12 سالمه تو چی؟
-15 
دستای یوری دور گردنم حلقه شد:دیگه تنها نیستی من هر روز میام پیشت و بهت سر میزنم..راستی نظرت راجع به موهام چیه؟تازه کوتاهشون کردم بهم میاد
-حتما بهت میاد
-چجوری میگی بهم میاد در حالی که حتی نیم نگاهم بهم نکردی؟
-چون چشمانم جایی رو نمیبینه
صدای قدم های تندش در راهرو پیچید و من با خود فکر کردم که او هم مثل بچه های دیگر از اینکه دوستی نابینا داشته باشد خوشش نیامده..

صدای یوری مرا به خودم اورد:به چی فکر میکردی؟
-به گذشته ها..وقتی برای اولین بار اومدی به اتاقم
-روزهای خیلی خوبی بود اماده ای که بریم؟
-اره بریم


اکنون هر دو جوان هایی بودیم با هزاران ارزوی رنگین و در انتظار فرداهایی که سرنوشت را برایمان رقم خواهد زد

www.smilehaa.org




CM() 


Do you get taller when you stretch?
1396/05/15 22:12
Hey there! I could have sworn I've been to this site before but after
checking through some of the post I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely glad I found it and I'll be
book-marking and checking back often!
Foot Complaints
1396/05/14 14:52
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a
amusement account it. Look advanced to more added agreeable from you!
By the way, how can we communicate?
http://kymberlymatarese.hatenablog.com/entry/2016/02/20/170755
1396/05/9 23:06
I really like your blog.. very nice colors & theme.
Did you design this website yourself or did you hire someone to do
it for you? Plz answer back as I'm looking to design my
own blog and would like to find out where u got this from.
appreciate it
foot pain bottom
1396/04/6 04:32
Hello there, You have done a great job. I'll definitely digg
it and in my view recommend to my friends. I am confident they will be benefited
from this website.
http://abusivesanity2790.jimdo.com/2016/03/01/shoe-lifts-the-podiatrists-treatment-for-leg-length...
1396/04/4 04:05
First off I want to say excellent blog! I had a quick question in which I'd like to
ask if you don't mind. I was interested to know
how you center yourself and clear your thoughts before writing.
I have had a hard time clearing my mind in getting my thoughts out there.
I truly do take pleasure in writing but it just seems like
the first 10 to 15 minutes tend to be lost just trying
to figure out how to begin. Any ideas or tips?
Appreciate it!
https://fortunatenosh4400.wordpress.com/2015/08/14/hammer-toe-repair-procedure
1396/02/20 13:09
Exactly what I was searching for, thank you for posting.
manicure
1396/02/2 13:27
Pretty section of content. I simply stumbled upon your web site and in accession capital to assert that I get
in fact loved account your blog posts. Anyway I'll be subscribing
on your augment and even I success you get right of entry to persistently rapidly.
BHW
1396/01/24 03:20
Every weekend i used to pay a quick visit this website,
as i wish for enjoyment, as this this website conations really
nice funny material too.
BHW
1396/01/22 18:34
Wow, that's what I was looking for, what a data!

present here at this blog, thanks admin of this site.
manicure
1396/01/21 10:04
Wow that was strange. I just wrote an incredibly long comment but after I clicked submit my comment didn't show up.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say great blog!
manicure
1396/01/16 12:36
I like what you guys tend to be up too. This type of clever work and
reporting! Keep up the amazing works guys I've added you guys to our blogroll.
BHW
1396/01/15 15:46
I could not resist commenting. Exceptionally well written!
manicure
1396/01/14 14:37
Hiya! I know this is kinda off topic nevertheless I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe guest authoring a blog post
or vice-versa? My blog addresses a lot of
the same subjects as yours and I think we could greatly benefit from each other.

If you might be interested feel free to send me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Great blog by the way!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox